خرید بک لینک
مذهب یک شک یک طرف است ، یک طرف به تمام حرفها و رفتارها و دارایی های دیگری مشکوک است حتی به عقل و فهم او و او را فردی دست و پا چلفتی می داند  و طرف دوم به دیگری کاملا ایمان دارد ، او را عقل کل می داند و توانایی های زیادی برایش متصور است و همه چیز الزاما یقین صد در صدی است .آه خدایا من گاهی چقدر هوس خدا بودن می کنم  ، اینجوری خیلی حال می ده  ، که حالا یک کم زودتر از راه رسیده باشی و نقش خدا را بگیری همه سرت دعوا کنن ، همو بزنن و بکشن و همه تلاش کنن دیگران را بیارن تو راه تو  و تازه وقتی همه برات صف کشیدن بازم یک خرده فرمایشاتی همیشه می مونه یکی این وسط نقش خوبی داره نقشش اینه که تو رو برای من تفسیر می کنه و حق العمل خوبی می گیره ، جالبه هیچ کدومشون هم زن نیستند  در حالی که من تو رو در زیبایی زنها می بینم  گویا تمام کوهها و دشتها و اقیانوسها را تو در یک وجب صورت و در یک نقطه نگاه زن جمع کرده ای . خدایا سالهاست بد جوری دل مرا به بازی گرفته ای  ، از انها که بد تعبیرت کرده اند متنفرم ، واقعیت این است که هیچ حائلی ببن من و تو نیست هیچ طمطراقی ، هیچ نمادی ، هیچ عقل کلی تو یک دوستت دارم ساده یک عشق بی مثال یک اطمینان خاطر عجیبی که اسمت را خدا صدا می زنم 

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 18 ارديبهشت 1401 ساعت: 20:02

فردا مجلس یاد بود پدر و مادرم هست .به انجام این جور کارها علاقه دارم ، نمی خوام زندگی چنان مرا بگیرد که پدر و مادر را فراموش کنم ، اگر اینطور باشد خودم را نیز از خودم خواهد گرفت ، زمان دزد فوق العاده حرفه ای و بی انصافی است .  ما غرق زمان می شویم غرق روزمره هامون می شویم و برای خودمان یک حریم امن می سازیم و سرمان را در ان حریم فرو می بریم و دیگر هیچ چیزی را نمی بینیم  . من برای فردا هزار و صد نفر میهمان دارم ، غذا یک چلو مرغ ساده است با سرویس معمولی ، یک گروه دوازده نفری از مشهد برای انجام مراسم می ایند ، پذیرایی موز و پرتقال و میکادو  است . امیدوارم بتوانم مجلس در خور شانی بگیرم ، بیاد پدر و مادر ، انها که کم و کاستی هایی داشتند و ما با هم تفاوتهایی داریم وای در نهایت پدر و مادرم هستند .به خواهرم گفته ام چند عکس و بکی دو تا کلیپ هم  ازشون تهیه کند تا در مراسم پخش شود شاید منم یک خوشامدی به میهمانها بگویم ، اگر گفتم  حتما در وبلاگم منعکس خواهم کرد . امشب در تالار مجلس عروسی داریم ، لذا امروز سخت درگیر کار هستیم . بعد از اتمام مجلس تقریبا ساعت دوازده شب آشپزی مجلس خودمان را شروع می کنیم تا صبح طول می کشد زمان  قاتل خاطرات است ، خیلی زود ادم بی حاطره در زمان غرق می شود  و نمی داند چه بر او گذشته تا او در این مرحله قرار گرفته ، من دوست ندارم ادمی طغیان گر باشم ادمی که محبت های دیگران را در حق خودش فراموش می کند ، حتی محبت خدا را ، اگر جایی از زندگیم هست  که خدا در ان مورد به من لطف کرده انرا می بینم ، می نشبنم و صبورانه از سبویش می نوشم مملکت ما عاق قدر نشناسی هاست ، مردمی که هراسان بدنبال آخوری می گردند تا عط

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 18 ارديبهشت 1401 ساعت: 20:02

الان ساعت ۵ بعد از ظهر روز شنبه است و من در بلوار سجادم در مشهد . اگر کسی بتونه از موتور و موتور سواری که جلو من داره رانندگی می کنه یک عکس مفهومی بگیره این عکس می تونه رئیس جمهوری شانزده کشور را وادار به استعفا کنه . راننده موتور باید حدود شانزده هفده سال داشته باشد ، از لباسهایش مشخص است که کارگر گچ کاری است ، او چنان خسته است که هر لحظه ممکن است از روی موتورش بیفتد ، ظاهرش اصلا معتاد و مریض نیست فقط خستگی است که دارد در وجودش زبانه می کشد و اخرین رمق هایش را می سوزاند .............ظهر از عبدل اباد بسمت مشهد می امدم ، خانمم زنگ زد که گاز خونه را قطع کرده اند ، دلیلش اینه که قبض گاز خونه اومده چهار میلیون وششصد هزار تومان ، ما به اداره گاز گفته ایم این غیر طبیعیه ولی انگار غیر طبیعی هایی که به نفعشونه را رسیدگی نمی کنن و امده ان گاز خونه را قطع کرده اند .من همون تو جاده که بودم به دوستان گروه واتساپی کهنه سربازان که همون دوستان هم دوره خدمتی دهه هفتاد هستیم  پیام دادم که یکی را می خوام تو اداره گاز اشنایی داشته باشه ، اونا اتفاقا بیشترشون مهندس هستند و من هنوز به مشهد نرسیده بودم که بهم گفتن کجا برم پیش کی برم و مشکل را حل کردن ، منم پیش مهندس رحیمی در خیابان مهندس  همون سمت بلوار خیام رفتم و ایشون با لطف کار را حل کردن و بلافاصله گاز وصل شد ولی من قبل از هر چیزی قبل گاز را پرداخت کردم و رسیدش را به مهندس رحیمی دادم ، سپس به دوستان پیام دادم که این چه جور راهنمایی بود که من رفتم قبض را اول پرداخت کردم  خب اینکه نیازی به شما نبود  ، دوباره یکی از دوستان که در دیوان محاسبات هست پیام داد فردا برات پی گیریش می کنم که چرا این قبض نامتع

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 18 ارديبهشت 1401 ساعت: 20:02

صفحه بندی